تبليغاتX
یلدای انتظار






:. .: 

مردم ، ماه خدا (رمضان) با بركت و رحمت و بخشش به شما روى آورده است...

پيامبر اعظم (ص)              

17

       
<علیرضا دهقان>نوشته شده توسط : در تاريخ : یکشنبه دوم اسفند 1388 ساعت 18:30 | + | موضوع: |

:. .: 

 رَبَنآ اِنَنا سَمِعنا مُنادِیاً یُنادِی لُِلاِیمانِ اَن اَمِنوُا بِرَبِکُم فَاَمَنَا  

 

رَبَنا فَاغفِرلَنا ذُنوُبَنا وَ کَفِرعَنا سَيِئاتِنا وَ تَوَفَنا مَعَ الاَبرارِ

 

 

 

حمد و سپاس خداوندي را سزاست که معرفت قرآن کريم و اهل بيت (عليهم السلام)

 

 را در قلوب بندگان مقرب درگاهش جاري ساخت .

 

* سلام و درود به محضر مبارک  گل  سرسبد عالم هستي حضرت مهدي ( ارواحنا فداه )

 

 * درود به روح عرشي و ملکوتي امام راحل ( قدس ) و شهداي گلگون کفن انقلاب اسلامي

 

* سلام به محضر مبارک مقام عظماي ولايت و مرجعيت حضرت آية الله خامنه اي (حفظه الله) 

 

<علیرضا دهقان>نوشته شده توسط : در تاريخ : پنجشنبه دوم مهر 1388 ساعت 18:32 | + | موضوع: |

:. 19-21-23 .: 

شهادت حضرت علی(ع)

شهادت جانسوز مولاي متقيان، اميرمومنان امام علي (ع) تسليت باد.

 

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يااءمينَ اللَّهِ فى اَرْضِهِ وَحُجَّتَهُ عَلى عِبادِهِ

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَميرَالْمُؤْمِنينَ

 

 

 

 

فزت و رب الکعبه

 

 

 

 

وصیت امام

على علیه السلام در سراسر عمر خود با مرگ دست به گریبان بود، او شب هجرت پیغمبر صلى الله علیه و آله در فراش آن حضرت كه قرار بود شجاعان قبائل عرب آن را زیر شمشیرها بگیرند آرمیده بود، على علیه‌السلام در غزوات اسلامى همواره دم شمشیر بود و حریفان و مبارزان وى قهرمانان شجاع و مردان جنگ بودند، او می‌فرمود براى من فرق نمی‌كند كه مرگ به سراغ من آید و یا من به سوى مرگ روم بنابر این براى او هیچگونه جاى ترس نبود، على علیه السلام وصیت خود را به حسنین علیهماالسلام چنین بیان فرمود:

"اوصیكما بتقوى الله و ان لا تبغیا الدنیا و ان بغتكما، و لا تأسفا على شى‏ء منها زوى عنكما..."(4) ؛ شما را به تقوى و ترس از خدا سفارش می‌كنم و این كه دنیا را نطلبید اگر چه ‏دنیا شما را بخواهد و به آنچه از (زخارف دنیا) از دست شما رفته باشد تأسف مخورید و سخن راست و حق گوئید و براى پاداش (آخرت) كار كنید، ستمگر را دشمن باشید و ستمدیده را یارى نمائید.

شما و همه فرزندان و اهل بیتم و هر كه را كه نامه من به او برسد به تقوى و ترس از خدا و تنظیم امور زندگى و سازش میان خودتان سفارش می‌كنم زیرا از جد شما پیغمبر صلى الله علیه و آله شنیدم كه می‌فرمود سازش دادن میان دو تن (از نظر پاداش) بهتر از تمام نماز و روزه (مستحبى) است، از خدا درباره یتیمان بترسید و براى دهان آنها نوبت قرار مدهید (كه گاهى سیر و گاهى گرسنه باشند) و در اثر بى‌توجهى شما در نزد شما ضایع نگردند، درباره همسایگان از خدا بترسید كه آنها مورد وصیت پیغمبرتان هستند و آن حضرت درباره آنان همواره سفارش می‌كرد تا این كه ما گمان كردیم براى آنها (از همسایه) میراث قرار خواهد داد. و بترسید از خدا درباره قرآن كه دیگران با عمل كردن به آن بر شما پیشى نگیرند، درباره نماز از خدا بترسید كه ستون دین شما است و درباره خانه پروردگار (كعبه) از خدا بترسید و تا زنده هستید آن را خالى نگذارید كه اگر آن خالى بماند (از كیفر الهى) مهلت داده نمی‌شوید و بترسید از خدا درباره جهاد با مال و جا ن و زبانتان در راه خدا، و ملازم همبستگى و بخشش به یكدیگر باشید و از پشت كردن به هم و جدائى از یكدیگر دورى گزینید، امر به معروف و نهى از منكر را ترك نكنید (و الا) اشرارتان بر شما حكمرانى كنند و آنگاه شما (خدا را براى دفع آنها می‌خوانید) و او دعایتان را پاسخ نگوید.

اى فرزندان عبدالمطلب مبادا به بهانه این كه بگوئید امیرالمؤمنین كشته شده ا ست در خون‌هاى مردم فرو روید و باید بدانید كه به عوض من كشته نشود مگر كشنده من، بنگرید زمانی كه من از ضربت او مردم شما هم به عوض آن، ضربتى به وى بزنید و او را مثله نكنید كه من از رسول خدا صلى الله علیه و آله شنیدم كه می‌فرمود از مثله كردن اجتناب كنید اگر چه نسبت به سگ آزار كننده باشد.

على علیه السلام پس از ضربت خوردن در سحرگاه شب 19 رمضان تا اواخر شب 21 در خانه بسترى بود و در این مدت علاوه بر خانواده آن حضرت بعضى از اصحابش ‏نیز جهت عیادت به حضور وى مشرف می‌شدند و در آخرین ساعات زندگى او از كلمات گهربارش بهره‏مند می‌گشتند از جمله پندهاى حكیمانه او این بود كه فرمود: انا بالامس صاحبكم و الیوم عبرة لكم و غدا مفارقكم؛ من دیروز مصاحب شما بودم و امروز وضع و حال من مورد عبرت شما است و فردا از شما مفارقت می‌كنم.

مقدارى شیر براى على علیه السلام حاضر نمودند كمى میل كرد و فرمود به زندانى خود نیز از این شیر بدهید و او را اذیت و شكنجه نكنید اگر من زنده ماندم خود، دانم و او و اگر درگذشتم فقط یك ضربت به او بزنید زیرا او یك ضربت بیشتر به من نزده است و رو به فرزندش حسن علیه السلام نمود و فرمود:

یا بنى انت ولى الامر من بعدى و ولى الدم فان عفوت فلك و ان قتلت فضربة مكان ضربة؛ پسر جانم پس از من تو ولى امرى و صاحب خون من هستى اگر او را ببخشى خود دانى و اگر به قتل رسانى در برابر یك ضربتى كه به من زده است یك ضربت به او بزن.

چون على علیه السلام در اثر سمى كه به وسیله شمشیر از راه خون وارد بدن نازنینش شده بود بی‌حال و قادر به حركت نبود لذا در این مدت نمازش را نشسته می‌خواند و دائم در ذكر خدا بود، شب 21 رمضان كه رحلتش نزدیك شد دستور فرمود براى آخرین دیدار اعضاى خانواده او را حاضر نمایند تا در حضور همگى وصیتى دیگر كند.

اولاد على علیه السلام در اطراف وى گرد گشتند و در حالی كه چشمان آنها از گریه سرخ شده بود به وصایاى آن جناب گوش می‌دادند، اما وصیت او تنها براى اولاد وى نبود بلكه براى تمام افراد بشر تا انقراض عالم است زیرا حاوى یك سلسله دستورات اخلاقى و فلسفه عملى است و اینك خلاصه آن:

ابتداى سخنم شهادت بیگانگى ذات لایزال خداوند است و بعد به رسالت محمدبن عبدالله صلى الله علیه و آله كه پسر عم من و بنده و برگزیده خداست، بعثت او از جانب پروردگار است و دستوراتش احكام الهى است، مردم را كه در بیابان جهل و نادانى سرگردان بودند به صراط مستقیم و طریق نجات هدایت فرموده ‏و به روز رستاخیز از كیفر اعمال ناشایست بیم داده است.

اى فرزندان من، شما را به تقوا و پرهیزكارى دعوت می‌كنم و به صبر و شكیبائى در برابر حوادث و ناملایمات توصیه می‌نمایم پاى بند دنیا نباشید و بر آنچه از دست شما رفته حسرت نخورید، شما را به اتحاد و اتفاق سفارش می‌كنم و از نفاق و پراكندگى بر حذر می‌دارم، حق و حقیقت را همیشه نصب العین قرار دهید و در همه حال چه هنگام غضب و اندوه و چه در موقع رضا و شادمانى از قانون ثابت عدالت پیروى كنید.

اى فرزندان من، هرگز خدا را فراموش مكنید و رضاى او را پیوسته در نظر بگیرید با اعمال عدل و داد نسبت به ستمدیدگان و ایثار و انفاق به یتیمان و درماندگان، او را خشنود سازید، در این باره از پیغمبر صلى الله علیه و آله شنیدم كه فرمود هر كه یتیمان را مانند اطفال خود پرستارى كند بهشت خدا مشتاق لقاى او می‌شود و هر كس مال یتیم را بخورد آتش دوزخ در انتظار او می‌باشد.

در حق اقوام و خویشاوندان صله رحم و نیكى نمائید و از درویشان و مستمندان دستگیرى كرده و بیماران را عیادت كنید، چون دنیا محل حوادث است بنابر این خود را گرفتار آمال و آرزو مكنید و همیشه در فكر مرگ و جهان آخرت باشید، با همسایه‏هاى خود به رفق و ملاطفت رفتار كنید كه از جمله توصیه‏هاى پیغمبر صلى الله علیه و آله نگهدارى حق همسایه است. احكام الهى و دستورات شرع را محترم شمارید و آنها را با كمال میل و رغبت انجام دهید، نماز و زكوة و امر به معروف و نهى از منكر را بجا آورید و رضایت خدا را در برابر اطاعت فرامین او حاصل كنید.

اى فرزندان من، از مصاحبت فرو مایگان و ناكسان دورى كنید و با مردم صالح و متقى همنشین باشید، اگر در زندگى امرى پیش آید كه پاى دنیا و آخرت شما در میان باشد از دنیا بگذرید و آخرت را بپذیرید، در سختی‌ها و متاعب روزگار متكى به خدا باشید و در انجام هر كارى از او استعانت جوئید، با مردم به رأفت و مهربانى و خوشروئى و حسن نیت رفتار كنید و فضائل نفسانى مخصوصا تقوا و خدمت به نوع را شعار خود سازید، كودكان خود را نوازش كنید و بزرگان و سالخوردگان را محترم شمارید. اولاد على علیه السلام خاموش نشسته و در حالی كه غم و اندوه گلوى آنها را فشار می‌داد به سخنان دلپذیر و جان پرور آن حضرت گوش می‌دادند، تا این قسمت از وصیت على علیه السلام درس اخلاق و تربیت بود كه عمل بدان هر فردى را به حد نهائى كمال می‌رساند آن حضرت این قسمت از وصیت خود را با جمله لا حول ولا قوة الا بالله العلى العظیم به پایان رسانید و آنگاه از هوش رفت و پس از لحظه‏اى چشمان خدابین خود را نیمه باز كرد و فرمود: اى حسن سخنى چند هم با تو دارم، امشب آخرین شب عمر من است چون در گذشتم مرا با دست خود غسل بده و كفن بپوشان و خودت مباشر اعمال كفن و دفن من باش و بر جنازه من نماز بخوان و در تاریكى شب دور از شهر كوفه جنازه مرا در محلى گمنام به خاك سپار تا كسى از آن آگاه نشود.

عموم بنى‏هاشم مخصوصا خاندان علوى در عین خاموشى گریه می‌كردند و قطرات اشگ از چشمان آنها بر گونه‏هایشان فرو می‌غلطید، حسن علیه السلام كه از همه نزدیكتر نشسته بود از كثرت تأثر و اندوه، امام علیه السلام را متوجه حزن و اندوه خود نمود على علیه السلام فرمود اى پسرم صابر و شكیبا باش و تو و برادرانت را در این موقع حساس به صبر و بردبارى توصیه می‌كنم.

سپس فرمود از محمد هم مواظب باشید او هم برادر شما و هم پسر پدر شما است و من او را دوست دارم.

على علیه السلام مجددا از هوش رفت و پس از لحظه‏اى تكانى خورد و به حسین علیه السلام فرمود پسرم زندگى تو هم ماجرائى خواهد داشت فقط صابر و شكیبا باش كه ان الله یحب الصابرین .


<علیرضا دهقان>نوشته شده توسط : در تاريخ : چهارشنبه سوم مهر 1387 ساعت 18:43 | + | موضوع: |

:. سلام بر رمضان .: 

به سلام رمضان بر شده ام باز به بامی

ماه نو ! ماه نو! از مات درودی و سلامی

ماه نو! ماه نو! امسال به پیمانه چه داری؟

پیش از این از رمضانم نه می یی مانده نه جامی

ماه نو! ماه نو! امشب چه شب واقعه جوشی ست

چه شب واقعه جوشی! چه شب آینه فامی!

ماه نو! ماه نو! امسال مرا نور بیاموز

تو که در مهر امامی - تو که در سوز تمامی

ماه نو! در پی تفسیر نویی از رمضانم

روزه آن نیست که صبحی برسانیم به شامی

رمضان آمد و در سفره افطار و سحر نیست

نه تو را نان حلالی - نه مرا آب حرامی

در سلام رمضان کاش یکی آینه باشیم

آه - آیینه در آیینه - عجب حسن ختامی

<علیرضا دهقان>نوشته شده توسط : در تاريخ : چهارشنبه سوم مهر 1387 ساعت 18:29 | + | موضوع: |

:. رمضان و حکمت روزه .: 


    روزه از نظر بهداشت جسم و سلامت‏بدن و ابعاد ديگر داراى فوايد فراوانى است، روزه در سلامت معده و پاكسازى آن از انواع غذاها كه موجب انواع بيمارى‏هاست اثرات فوق العاده‏اى دارد.
    
    مركز بيماريها معده است
    پيامبر خدا فرمود: «المعدة بيت كل داء، و الحمئة راس كل دواء»

    
    معده مركز و خانه هر دردى است، و پرهيز و اجتناب (از غذاهاى نامناسب و زياد خورى) اساس و راس هرداروى شفابخش است.
    
    پيامبر(ص) سه باب از علوم بروى ما گشود
    پيامبر عظيم الشان اسلام در يك بيانيه كوتاه، اثرات و فوائد سه چيز را به اين شرح بيان مى‏ فرمايد: «اغزوا تغنموا، و صوموا تصحوا، و سافروا تستغنوا» اول، جنگ و جهاد كنيد تا مستغنى شويد، كه غنائم جنگى باعث استغنا مى‏ باشد، دوم، روزه بگيريد تا صحت و سلامتى خويش را تضمين كنيد، سوم، سفر كنيد تا مالدار شويد، زيرا مسافرت و حمل كالاى تجارتى از شهرى به شهر ديگر يا از كشورى به كشور ديگر باعث رفع نيازمندى‏هاى جامعه و عمران كشورها مى‏ گردد، در اين سه جمله پيامبر(صلى الله عليه و آله) سه باب از درهاى علم: جهاد (كه خود باعث تمكن و امكانات مالى مى‏ شود)، بهداشت جسم و اقتصاد جامعه را بر روى ما مى‏ گشايد.
    
    امام على(ع) در فلسفه روزه چه مى‏ فرمايد؟
    ما اگر پوياى فلسفه روزه و حكمت تشريع آن باشيم و از خواص و فوائد آن بخواهيم اطلاعات بيشترى پيدا كنيم و به اشكال

<علیرضا دهقان>نوشته شده توسط : در تاريخ : چهارشنبه سوم مهر 1387 ساعت 18:25 | + | موضوع: |

:. فلسفه ماه رمضان .: 


     

  image

درباره ماه رمضان

    رمضان اسمى از اسماء الهى مى‏ باشد و نبايست‏به تنهائى ذكر كرد مثلا بگوئيم، رمضان آمد يا رفت، بلكه بايد گفت ماه رمضان آمد، يعنى ماه را بايد به اسم اضافه نمود، در اين رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) گوش فرا مى‏ دهيم.
    
    رمضان از اسماء الله است
    هشام بن سالم نقل روايت مى‏ نمايد و مى‏ گويد: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (عليهما السلام) بوديم، پس سخن از رمضان به ميان آورديم.
    
    فقال عليه السلام: لا تقولوا هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان، فان رمضان اسم من اسماء الله عز و جل لا يجيى و لا يذهب و انما يجيى‏ء و يذهب الزائل و لكن قولوا شهر رمضان فالشهر المضاف الى الاسم و الاسم اسم الله و هو الشهر الذى انزل فيه القرآن، جعله الله تعالى مثلا و عيدا و كقوله تعالى فى عيسى بن مريم (عليهما السلام) و جعلناه مثلا لبنى اسرائيل.
    
    امام عليه السلام فرمود: نگوئيد اين است رمضان، و نگوئيد رمضان رفت و يا آمد، زيرا رمضان نامى از اسماء الله است كه نمى‏ رود و نمى‏ آيد كه شى‏ء زائل و نابود شدنى مى‏ رود و مى‏ آيد، بلكه بگوئيد ماه رمضان، پس ماه را اضافه كنيد در تلفظ به اسم، كه اسم اسم الله مى‏ باشد، و ماه رمضان ماهى است، كه قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عيد قرار داده است همچنانكه پروردگار بزرگ عيسى بن مريم (سلام الله عليهما) را براى بنى اسرائيل مثل قرار داده است، و از حضرت على بن ابى طالب (عليه السلام) روايت‏شده كه حضرت فرمود: «لا تقولوا رمضان و لكن قولوا شهر رمضان فانكم لا تدرون ما رمضان‏» شما به راستى نمى‏ دانيد كه رمضان چيست (و چه فضائلى در او نهفته است)  
    واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن
    رمضان از مصدر «رمض‏» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنين واژه‏اى براستى از دقت نظر و لطافت‏خاصى برخوردار است. چرا كه سخن از گداخته شدن است، و شايد به تعبيرى دگرگون شدن در زير آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زيرا كه رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مى‏ باشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان يا گرماى شديد روزهاى طولانى تابستان.
    
    و عطش ديگر حاصل از نفس سركشى كه پيوسته مى‏ گدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذير است.
    
    در مقايسه اين دو سوزش، دقيقا رابطه عكس برقرار است، بدين مفهوم كه نفس سركش با چشيدن آب تشنه‏تر مى گردد، وهرگز به يك جرعه بسنده نمى‏ كند، و پيوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذير جهت ارضاى تمايلات خود وا مى‏ دارد. و در همين رابطه است كه مولوى با لطافت هرچه تمامتر اين تشبيه والا را به كار مى‏ گيرد و مى‏ گويد:
    
    آب كم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست تا سقا هم ربهم آيد جواب تشنه باش الله اعلم بالصواب زين طلب بنده به كوى حق رسيد درد مريم را به خرما بن كشيد .

 


    اما از سوى ديگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سيرى پذير است، و قانع كننده.
    

<علیرضا دهقان>نوشته شده توسط : در تاريخ : چهارشنبه سوم مهر 1387 ساعت 18:24 | + | موضوع: |

:. رمضان، ماه نزول قرآن و ضیافت الله، از حال و هوای خاصی در مکه مکرمه برخوردار است .: 

[1387/06/25 - 08:54 ]


 

این روزها حال و هوای خاصی در مکه مکرمه و به ویژه مسجد الحرام حکمفرماست. آخرین گروه زائران ایرانی روز گذشته از مدینه منوره وارد مکه مکرمه شدند و پس از پایان مناسک عمره آنان، اعمال عمره زائران ایرانی به پایان رسید. زائران ایرانی نیز همگام با سائر مسلمانان جهان هر روز با حضور در مسجد الحرام و شرکت در نمازهای جماعت ، تجلی وحدت مسلمین را به نمایش می گذارند. ...


 

 

به گزارش پايگاه اطلاع رساني حج ، رمضان ، ماه نزول قرآن و ماه ضیافت الهی ، از حال و هوای خاصی در مکه مکرمه و مسجد الحرام برخوردار است و هرکس تلاش می کند تا فیض و ثواب بیشتری را عاید و نصیب خود کند.

 

زائران ایرانی تازه وارد در مکه مکرمه ، 10 روز در این شهر خواهند ماند تا هم فرصت بیشتری برای عبادت داشته باشند و هم آنکه ، مشکل فقهی برای روزه گرفتن به وجود نیاید.

اما آنچه قابل توجه است مسابقه انقاق و اطعام ایتام و نیازمندان در سرزمین وحی جریان دارد و همه مومنان تلاش می کنند از یکدیگر سبقت بگیرند .

 

زایرین ، با علم به اینکه نظر کردکان خداوند و رسول اکرم (ص) هستند ، جهت کسب ره توشه کافی و وافی از این سفر معنوی تلاش می کنند و کوچکترین فرصت و لحظات این ماه پرفیض را جهت انجام   مناجات با خالق جهان هستی  و قرب و بندگی  باریتعالی ، مغتنم می شمارند.

 

حضور بسیار گسترده در نمازهای یومیه که به جماعت برپا مِی شود ، دادن صدقه و دعوت روزه دار به افطاری ، از جمله حرکت هایی است که این روزها در جای جای سرزمین وحی، بویژه مکه مکرمه بسیار به چشم  می خورد.

 

سفره های ساده و بی آلایش افطاری نیز که در ساعات و لحظات باقی مانده به غروب آفتاب در اطراف  مسجدالحرام گسترانده می شود ، جلوه خاصی به ماه پرخیر و برکت ، شفاعت و بندگی، در مکه معظمه بخشیده و توجه هر بیننده را به خود جلب می کند.

سفره های افطاری آنانی که از توان مالی معمولی و متوسط برخوردار هستند ، با خوراکی های ساده از قبیل خرما ، نان ، شیر و قهوه عربی ، مزین و پذیرای روزه داران می شود و افراد متمول و توانمند به    لحاظ مالی نیز علاوه بر اقلام فوق ، نسبت به توزیع غذاهای گرم از جمله کله و پاچه در ظروف یکبار مصرف بین  آحاد مختلف مردم اقدام می کنند.

مردم مکه معظمه نیز مثل اهالی مدینه النبی (ص) به محض پنهان شدن خورشید در پشت کوهها ، افطار می کنند و با شنیدن صدای اذان مغرب ، بلافاصله جهت اقامه نماز به جماعت ، در مسجدالحرام و دیگر مساجد و اماکن مقدس حاضر می شوند.

مردم مکه مکرمه نیز پس از اقامه ی نماز یومیه عشا ،  در نمازهای مستحبی  تراویح که به جماعت برپا   می شود ، حاضر می شوند.

نمازهای 20رکعتی تراویح ، بصورت 10نماز دو رکعتی اقامه و هر شب یک جزء  کامل قرآن در حین نمازها تلاوت می شود

<علیرضا دهقان>نوشته شده توسط : در تاريخ : چهارشنبه سوم مهر 1387 ساعت 17:40 | + | موضوع: |